سرمایهگذاری در تولید؛ از وعده تا واقعیت!
سرمایهگذاری ملی؛ جهش تولید یا دور باطل؟!
همه ما بارها شنیدهایم که «تولید، ستون فقرات اقتصاد است» و «سرمایهگذاری در تولید، راهی برای رشد و پیشرفت کشور». اما آیا سرمایهگذاری در تولید واقعاً به همان سادگی است که گفته میشود؟
تصور کنید یک کارآفرین با هزاران امید و ایده بخواهد خط تولیدی راهاندازی کند. او باید با مجوزهای پیچیده، تأمین مالی دشوار، ریسکهای اقتصادی و حتی گاهی سنگاندازیهای بروکراتیک دستوپنجه نرم کند. در عین حال، بازار پر از محصولات خارجی است که با قیمتهای رقابتی به راحتی جای تولیدات داخلی را میگیرند.
سؤال اصلی اینجاست: چطور میتوان سرمایهگذاری در تولید را از یک شعار تبلیغاتی به یک راهبرد ملی واقعی تبدیل کرد؟ حمایت هدفمند، کاهش موانع بوروکراتیک، تسهیل تأمین مالی و البته فرهنگسازی برای مصرف تولیدات داخلی، همگی بخشی از این مسیر هستند.
سرمایهگذاری در تولید، فقط یک انتخاب اقتصادی نیست؛ بلکه یک تصمیم استراتژیک برای آینده این کشور است. پس بیایید به جای تکرار شعارها، به دنبال راهکارهای عملی باشیم!
رهبر معظم انقلاب اسلامی، سال ۱۴۰۴ را «سال سرمایهگذاری برای تولید» نامگذاری کردند و بر ضرورت تحول در سیاستهای اقتصادی کشور تأکید نمودند. تحقق این راهبرد نیازمند تغییر رویکرد از فعالیتهای غیرمولد به سمت سرمایهگذاری در بخش تولید است. در این راستا، دولت باید با فراهمسازی بسترهای قانونی، اصلاح نظام بانکی، ایجاد مشوقهای مالیاتی، ارتقای امنیت سرمایهگذاری و فرهنگسازی، مسیر را برای جذب سرمایههای داخلی هموار کند.
تجربه کشورهای موفقی مانند ژاپن، چین، سنگاپور و مالزی نشان میدهد که اتکا به سرمایههای داخلی، مدیریت صحیح منابع و هدایت آنها به سمت صنایع راهبردی، میتواند منجر به رشد پایدار و خودکفایی اقتصادی شود. ایران نیز میتواند با استفاده از این الگوها، ضمن کاهش تورم و افزایش اشتغال، زمینهساز توسعه پایدار و استقلال اقتصادی شود.
پولهایتان را به جای دلالی، خرج تولید کنید!
از حرف تا کارخانه؛ سرمایهگذاری واقعی یا فقط شعار؟!
در این میان، عدهای فرصتطلب با سوءاستفاده از تسهیلات دولتی و حمایتهای مالی، به جای ایجاد کسبوکارهای پایدار، تنها بهدنبال دریافت وام، زمین، معافیتهای مالیاتی و امتیازات خاص هستند، بدون آنکه تولید واقعی انجام دهند.
این افراد گاهی با راهاندازی پروژههای نمایشی و کارخانههای نیمهکاره، از منابع دولتی بهره میبرند و پس از مدتی با اعلام ورشکستگی یا تغییر کاربری، سرمایه را به سمت منافع شخصی هدایت میکنند. نتیجه؟ هدررفت منابع، افزایش مشکلات اقتصادی و بیاعتمادی نسبت به حمایت از تولید واقعی!
اما چگونه میتوان از این سوءاستفادهها جلوگیری کرد؟
سرمایهگذاری در تولید نباید فقط یک شعار باشد؛ بلکه باید به حرکتی پایدار برای پیشرفت کشور تبدیل شود!